تلاش و رنجهای پدرم مقالات
29.08.2010 Larger FontFont SizeSmaller Font ارسال خبر به دنباله ارسال خبر به بالاترین ارسال خبر به توییتر ارسال خبر به فیسبوک Bookmark and Share ارسال خبر به دوستان چاپ خبر
کبودوند

بخش مکتوب شده سخنان تونیا کبودونددر مراسم"دفاع از مدافعان حقوق بشر"  ادوار تحکیم وحدت



 پدرم از کسانی نام برد که نه کسی به یادشان بود و نه اسمی از آنها و حق زیستن‌شان در هیچ کجا به چشم نمی‌خورد. کسانی که در تاریخ این مرز و بوم بربادرفتگان نادیده بودند. از کولبران گرفته که جانشان را بر پشتشان نهاده و به دنبال زندگی با مرگ سودا می‌کردند تا زنانی که سوختن جسم‌شان را کم‌دردتر از سوختن در سختی روزگار و سنت‌های جاهلانه و تعصب‌آمیز می‌دیدند و با به آتش کشاندن خود اعتراضی خاموش تا عرش آسمان را سر می‌دادند و یا کارگرانی بی‌ادعا که در یک دستشان چرخ‌های آهنین زندگی‌مان را می‌سازند و در دست دیگرشان نان خشک خود و فرزندانش را به دست گرفته‌اند. کارگرانی که تنها دغدغه‌شان تأمین نان روزانه و گذران زندگی‌شان است و بارها به جای اینها کتک و حقارت و خانه‌نشین شدن سهم‌شان می‌شود.


او به دفاع از همه قشرها پرداخت از دانشجویان تا فعالین مدنی و سیاسی و شهروندان ... او کسی را از یاد نبرد و قلم و زبانش را تنها برای دفاع از بشریت و احقاق حق این مردمان بکار بست.


به پاس تمام این زحمات و قدردانی برای بیان و به نگارش درآوردن فریاد خاموش این نسل‌ها او را به یازده سال حبس محکوم کرده‌اند. و این است پاداشی بس بزرگ برای تمام مدافعان راستین حقوق بشر، آزادی خواهان و هرکس که نامی از حق و احقاق حق ببرد.


اما این قدردانی از وی به اینجا ختم نشد و در زندان نیز جوایز دیگری برای وی در نظر گرفتند از 7 ماه حبس در انفرادی تا ممنوع شدن ملاقات با خانواده، رفتار های تحقیرآمیز و شکنجه، پدرم به کسب تمام این افتخارات نائل شد. جایزه بزرگ زمانی بود که به دلیل عدم تفکیک جرایم او را به بدترین اندرزگاه یعنی اندرزگاه 8 منتقل کردند و حالا ما مانده‌ایم و این همه افتخار و جوایز، من تابحال گمان می‌بردم گوانتاما افسانه‌ای بیش نیست.



 پنجشنبه 30آبان ماه


محمد صدیق کبودوند