دفتراول: سازمان های بین المللی و خانواده سازمان ملل متحد/قسمت ششم دفتر اول
02.03.2009 Larger FontFont SizeSmaller Font ارسال خبر به دنباله ارسال خبر به بالاترین ارسال خبر به توییتر ارسال خبر به فیسبوک Bookmark and Share ارسال خبر به دوستان چاپ خبر
فصل اول:‌ اصلاح و نوسازی





قسمت ششم


فصل اول: سیرتاریخی پیمان‌ها و اتحادیه‌های بین‌المللی


گفتار چهارم: عصرجدید؛ اتحاد مقدس و نظریه اصل ملیت ها


 


حل و فصل اختلافات موجود میان دولت های اروپایی پس از جنگ های ناپلئون که در کنفرانس بین المللی وین صورت پذیرفت، آغازگر دوران نظام اتحاد قدرت ها و بروز تحولاتی مهم در مناسبات بین المللی بود. محتوی نظام اتحاد قدرت ها که با ابتکار تراز الکساندر اول پدید آمد عبارت بود از یک اتحادیه متشکل از کشورهای پیروز اروپا به نام «اتحاد مقدس». این اتحادیه در 16 سپتامبر 1815 با شرکت کشورهای روسیه، انگلستان، پروس و اتریش شکل گرفت. در چارچوب این سامانه به هریک از اعضای اتحادیه مقدس، حق مشاوره و حق پیشنهاد برگزاری کنفرانس اعطا گردیده بود، اعضای اتحادیه خود را متعهد به اجرای دیپلماسی بر مبنای موازین اخلاقی نموده و در فواصل زمانی مقرر تشکیل جلسه و کنفرانس می دادند. .این اتحادیه در فاصله سال های 1818 که فرانسه نیز به آن پیوست تا 1822 حداقل چهار کنگره برگزار کرد؛ اما پس از آن دچار رکود شد و با مرگ الکساندر تراز روسیه درسال 1825 منحل و جای خود را به برگزاری گردهمایی های چندجانبه بین الدولی و به صورت پیش بینی نشده برحسب ضرورت داد.


در همان ایام نظریه «اصل ملیت ها»پدید آمده بود. این نظریه با آنکه با ایده جامعه مشترک بین المللی تضادی نداشت، اما تاثیر به سزایی در شکست «پیمان اتحاد مقدس»‌داشت، زیرا اتحاد مقدس پیمانی علیه جنبش های مردمی که خواستار آزادی و حقوق مردم بودند و جنبش های آزادی خواهانه، بود.


نظریه «اصل ملیت ها»‌ بر رسمیت حق ملت در تشکیل کشور مستقل تاکید داشت، بدین معنا که مردمی که دارای ویژگیهای مشترک نژادی، ملی، قومی زبانی و سنن و تمایلات مشترک اند باید بتوانند در کشوری مستقل گردآیند.  «مرزهای یک کشور باید منطبق با یک ملت باشد. اگر در یک کشور چندین ملت تجمع کرده باشند این انطباق عملی نخواهد گردید، به عکس اگر یک ملت به چندین قسمت تقسیم و جذب کشورهای مختلف شده باشد، آن ملت حق دارد در یک کشور به وحدت برسد».


براساس نظریه «اصل ملیت ها»‌ که مخالف دولت های مبتنی بر سامانه های وراثتی و کشورگشایی بود و به «دولت ملی» مشروعیت می بخشید، انقلاباتی در اروپا رخ داد و کشورهایی چون یونان، بلژیک، رومانی، بلغارستان و آلبانی تشکیل و مستقل شدند و کشورهایی نظیر ایتالیا و آلمان نیز به وحدت درونی رسیدند.


در سال های پس از 1830 جنگ های کوتاه و ناحیه ای زیادی به وقوع پیوست که از جمله آنها می توان به جنگ تریاک میان چین و انگلستان در سال 1839، جنگ کریمه در 1855، جنگ انفصال امریکا در سال 1861 و جنگ روسیه و امپراتوری عثمانی در 1877 اشاره نمود.


در پی این جنگ ها کنگره ها و کنفرانس هایی در پاریس، ژنو و لاهه تشکیل گردید و معاهداتی تنظیم و به امضای کشورها می رسید که از جمله آنها «قرارداد کنگره 1856 پاریس»‌ در زمینه تحریم راهزنی دریایی، محاصره دریایی، و مصونیت اموال اتباع کشورهای در جنگ که با کشتی های بی طرف حمل می شد، و هم چنین «عهدنامه ژنو» در 22 اوت 1864 در خصوص حمایت از مجروحان، بیماران و کارکنان امدادی در جنگ بود.


کنگره وین در سال 1871 به منظور بررسی اعتراضات روسیه نسبت به رژیم حقوقی حاکم بر دریای سیاه که در کنفرانس 1856 پاریس تدوین گردیده بود، تشکیل جلسه داد. این کنگره کنفرانس هایی نیز در 1884 و 1885 به منظور نظم بخشیدن به تلاش قدرت های بزرگ برای دستیابی به آفریقا از طریق دریای سیاه، در برلین تشکیل داد.


محمد صدیق کبودوند